حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2695

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

بودند ، كه هيچ استثنائى را روا نميداشتند . اين است مختصر اطلاعاتى ، كه از اخلاق پارتى بما رسيده است . پارتيها داراى بعضى عادات بودند ، كه آنها را مانند مردمان متمدّن كنونى مينمايد ، اوّلا داشتن مجلس اعيان و مجلس مهستان ، دوّم رفتار خوب با اسراء ، سوّم پناه دادن باشخاصى ، كه بپارتيها پناه ميآوردند ، چهارم نگاهداشتن قولى ، كه ميدادند . در مقابل اين صفات خوب بعضى عادات نيز داشتند ، كه دلالت بر پستى تمدّن آنها ميكرد ، مثلا زجر در موقع استنطاق براى اينكه متّهم يا مقصّر را باقرار بياورند ، ناقص كردن بدن دشمنان خونى . به كار بردن شلّاق براى تنبيه در موقع تقصيرات جزئى يا بىاهميّت . كليّة عقيده‌اى ، كه از نويسندگان يونانى و رومى حاصل مىشود اين است ، كه پارتيها از حيث تمدّن خيلى پست‌تر از يونانيها و روميها بودند ، ولى اگر بايد با دليل و موافق انصاف حرف زد ، بايد نيز گفت ، كه اين پستى بهرحال نه به آن اندازه‌ايست ، كه آنها ميخواهند بنمايند ، حتّى در يك مورد پارتيها از روميها بمراتب بالاتراند ، زيرا مىبينيم ، كه در ايران نظر دولت پارت بمذهب مسيح وراى نظرى است ، كه در زمان بعض قياصره در روم مشرك پيدا شد و باعث تعقيب عيسويان و افناى آن همه مردم گرديد ، آن هم با زجرهائى ، كه تاريخ بشر كمتر نظائرش را ياد دارد . جهت چيست ؟ جهت همان است ، كه در صفحه 1533 اين تاليف گفته شده است و خواننده بايد بدانجا رجوع كند ، خلاصه آنكه وقتى كه آريانها بايران آمده‌اند ، دو چيز از خصايص آنها بوده : عدم مركزيّت در شكل حكومت و تساهل و تسامح در امور دينى . پارتىها هردو صفت را از ابتداء تا آخر تاريخشان حفظ كردند . رويهمرفته از نوشته‌هاى نويسندگان يونانى و رومى راجع بپارتيها اين نظر حاصل مىشود ، كه جز در موقع تصديق شجاعت و مردانگى پارتيها ، در موارد ديگر غالبا نويسندگان مزبور اوضاع و احوال زمان و مكان را ، بطوريكه شايسته است ، در نظر نگرفته‌اند .